بیزارم ازهردورنگی وریا
بیزارم ازآدمی که میدهد
بی ترس ازخداتن به هرخطا
بیزارم ازآدم دوپای پست
انکس که میشودغرق ابتذال
وقتی که دنیاو حب آن
درخواب میبردزکف روزوماه وسال
بیزارم از زرق وبرق وتجمل مدرن
چون جمله ابزارهای شیطانی است
این اب ورنگ وجلا وجلوه ها
بهر فریب میل نفسانی است
بیزارم ازآدمی که شیطان است
فرمانده وسالار وسلطانش
انکس که باصدگناه و ناروا
الوده گشته دست ودامانش
برچسب: بیزارم از دین شما,بیزارم از آن کهنه خدایی,بیزارم ازت زندگی,
نویسنده: مینا فرهادی